کورتیزول، یک هورمونِ بد فهمیده‌شده


کورتیزول اغلب به‌عنوان «هورمونِ استرس» معرفی می‌شود؛ این حرف کاملاً غلط نیست، اما یک برچسبِ بسیار ناقص است. در واقع، کورتیزول بیشتر هورمونِ تغییر یا سازگاری است تا هورمونِ استرس. بدون کورتیزول، حفظ درستِ قندِ خون بین دو وعدهٔ غذایی، تنظیم التهاب، و حتی سازگار شدن با فعالیت بدنی یا یک عفونت دشوار می‌شود. بدنامی‌ای که این هورمون دچارش شده، انگشتِ اتهام را به سوی مقصرِ نادرست می‌برد. بنابراین مشکل از خودِ کورتیزول نیست، بلکه از زمینهٔ تولید آن است (حاد در برابر مزمن)، زمانِ روز، حساسیتِ بافت‌ها، و وضعیت‌هایی که در آن‌ها میزانِ مواجهه بسیار زیاد است (درمان‌های کورتیکواستروئیدی، سندرومِ کوشینگ) یا بسیار کم است (نارسایی فوق‌کلیوی/بیماریِ آدیسون).

اما، نخست به معرفی‌های رسمی بپردازیم…

کورتیزول چیست، از کجا می‌آید و به چه کار می‌آید؟

منشأ: غده‌های فوق‌کلیوی و محور HPA
کورتیزول مهم‌ترین گلوکوکورتیکوئید است که توسط ناحیهٔ فاسیکولاتای قشرِ فوق‌کلیه تولید می‌شود. رهایش آن توسط محور هیپوتالاموس–هیپوفیز–فوق‌کلیه کنترل می‌گردد (که معمولاً به‌صورت محور HPA خلاصه می‌شود: هیپوتالاموس (CRH) → هیپوفیز (ACTH) → فوق‌کلیه‌ها (کورتیزول)).

این محور مانند یک ترموستات عمل می‌کند: کورتیزول بر هیپوتالاموس و هیپوفیز بازخوردِ منفی وارد می‌کند، که از «بیش‌فعال شدن» پاسخ جلوگیری می‌کند1.

به چه کار می‌آید؟
می‌توان کارکردهای آن را در سه خانوادهٔ بزرگ خلاصه کرد.

انرژی و متابولیزم
کورتیزول به بدن کمک می‌کند وقتی انرژی لازم است آن را بسیج کند: حفظ قندِ خون (از طریق تولید گلوکوز در کبد)، تنظیمِ استفاده از سوبستراهای انرژی، و اثر بر مصرف/مصرفِ انرژی2-5.

پاسخ به استرس و فعالیت بدنی
در برابر یک عاملِ فشار (روانی، عفونت، تلاش شدید، کم‌خوابی)، کورتیزول به سازگاری کمک می‌کند. هنگام فعالیت‌های بدنی، افزایشِ حادِ آن بخشی از پاسخِ فیزیولوژیکِ طبیعی به تمرینِ سنگین یا رقابت است3-5.

ایمنی و التهاب
کورتیزول یک تنظیم‌کنندهٔ نیرومندِ ایمنی است: تمایل دارد تولیدِ برخی سیتوکاین‌های پیش‌التهابی را کاهش دهد و پس از فعال شدن سیستم ایمنی، به بازگشتِ سیستم به حالت آرام کمک می‌کند6.

کورتیزول چگونه اندازه‌گیری می‌شود؟
برای کورتیزول یک اندازه‌گیریِ «جهانی» وجود ندارد: نوعِ مایع و زمان‌بندی بر اساس پرسش و آنچه می‌خواهیم مشاهده کنیم انتخاب می‌شود (استرسِ حاد؟ ریتمِ شبانه‌روزی؟ مواجههٔ مزمن؟ تشخیصِ اندوکرینولوژیک؟). روش‌ها همیشه همان مقادیرِ مطلق را نمی‌دهند، اما اغلب الگوهای مشابهی را توصیف می‌کنند7,8.

خون (سرم/پلازما)
• مزیت: در کلینیک بسیار رایج است؛ برای تست‌های دینامیک مفید است (تحریک ACTH، تست مهار با دگزامتازون).
• محدودیت: بخش بزرگی از کورتیزولِ در گردش به یک پروتئین (CBG) متصل است؛ بنابراین مقدارِ «کل» می‌تواند با CBG تغییر کند (قرص‌های ضدبارداریِ خوراکی، وضعیت‌های فیزیولوژیک)، که تفسیر را دشوار می‌کند9.

بزاق (کورتیزولِ بزاقی)
• مزیت: بیشتر بخشِ آزاد و از نظر زیستی فعال را بازتاب می‌دهد؛ نمونه‌گیری آسان و تکرارشونده است (مفید برای ریتمِ روزانه، کورتیزولِ عصر، پاسخِ کورتیزول هنگام بیدار شدن، و غیره).
• کاربرد مهمِ بالینی: کورتیزولِ بزاقیِ دیرهنگام در شب ابزارِ حساسی برای غربالگریِ سندرومِ کوشینگ است7,8,10.

ادرار (کورتیزولِ آزادِ ادراری، ۲۴ ساعت)
• مزیت: برآوردی از تولیدِ کلیِ روزانه.
• محدودیت: دشواری‌های جمع‌آوری، تغییرپذیری.

مو (کورتیزولِ مو)
• مزیت: نشانگرِ مواجههٔ مزمن‌تر (هفته‌ها/ماه‌ها).
• محدودیت: تفسیر دشوار (مواد آرایشی، رشد مو، ناهمگنی‌های روش‌شناختی)؛ بیشتر در پژوهش کاربرد دارد11.

چه چیزهایی بر کورتیزول و تولید آن اثر می‌گذارند؟

زمان (ریتمِ شبانه‌روزی)
در بزرگسالِ سالم، کورتیزول از یک ریتمِ روزانه پیروی می‌کند: اوج در صبح و کمینه در عصر7,12. این ریتم اساسی است: مقایسهٔ دو اندازه‌گیری که در زمان‌های متفاوت گرفته شده‌اند غالباً معنی ندارد.

خواب، شیفت‌کاری و نور
خواب و هم‌راستاییِ شبانه‌روزی بر پویاییِ کورتیزول به‌طور چشمگیر اثر می‌گذارند، از جمله بر شیبِ آن در طول روز13. کارِ شیفتی و آشفتگی‌های مزمن اغلب با پروفایل‌های نامطلوب‌تر (شیبِ تخت‌تر، افزایش نسبی در عصر) و افزایش شاخص تودهٔ بدنی در برخی کوهورت‌ها همراه‌اند14.

استرسِ روانی-اجتماعی و سلامت روان
استرسِ حاد معمولاً کورتیزول را به‌صورت گذرا بالا می‌برد؛ در مقابل، استرسِ مزمن بیشتر با تغییراتِ پروفایل همراه است (شیبِ تخت‌تر، کورتیزولِ عصر بالاتر در برخی افراد) و با شاخص‌های کاهشِ بهزیستی ارتباط دارد15,16.

فعالیت بدنی و آمادگی جسمانی
• حاد: یک تلاشِ شدید می‌تواند افزایش بزرگی ایجاد کند، گاهی تا حدود ~200% بالاتر از سطح پایه، و سپس در چند ساعت به حالت عادی برگردد17,18.
• سازگاری: آمادگی جسمانیِ خوب و فعالیت بدنیِ پیشین با ترشحِ کمترِ کورتیزول هنگام استرسِ روانی-اجتماعی همراه است، که نشان‌دهندهٔ تنظیم بهتر است19.

سن، جنس، ترکیب بدنی
• سن: سطوحِ متوسط با افزایش سن بالا می‌روند (حدود گزارش‌شده: +20 تا +50% بین ۲۰ تا ۸۰ سال) و دامنهٔ ریتم می‌تواند کاهش یابد12.
• ترکیب بدنی: در چاقی، کورتیزول الزاماً در خون بالاتر نیست. با این حال، بدن می‌تواند در برخی اندام‌ها به‌صورت موضعی بیشتر آن را بسازد/بازیافت کند، به‌ویژه در کبد و چربی شکمی (احشایی). یعنی حتی اگر آزمایش خون چیز غیرعادی نشان ندهد، بعضی بافت‌ها ممکن است در معرض کورتیزولِ موضعیِ بیشتری باشند، که ذخیرهٔ چربی در ناحیهٔ شکم و مشکلات متابولیک را آسان‌تر می‌کند20,21. علاوه بر این، چاقی اغلب با تغییر در شیوهٔ تبدیل و دفع کورتیزول همراه است؛ کورتیزول می‌تواند غیرفعال و سپس دوباره فعال شود، که تعادل کلی را تغییر می‌دهد20,21. تغذیه نیز می‌تواند همراه با ترکیب بدنی بر این سازوکارها اثر بگذارد.

تغذیه
ادبیات علمی پیشنهاد می‌کند که، فراتر از مقدارِ کل انرژیِ دریافتی و تغییرات وزن، کیفیتِ دریافت‌ها (تقسیم‌بندی ماکرومغذی‌ها) می‌تواند پویاییِ کورتیزول را تعدیل کند. در مردانِ چاق، استیمسون و همکاران22 نشان دادند که ترکیب رژیم غذایی می‌تواند متابولیزمِ کورتیزول را مستقل از تغییرات وزن دگرگون کند؛ این موضوع این ایده را تقویت می‌کند که محیطِ تغذیه‌ای مستقیماً بر محورِ کورتیکوتروپ و/یا مسیرهای محیطیِ تبدیلِ کورتیزول اثر می‌گذارد (مثلاً فعال‌سازی/غیرفعال‌سازی در بافت).

هم‌زمان، برخی پژوهش‌ها در شرایط زندگیِ واقعی نشان می‌دهند که مصرفِ زیادِ قندها با پاسخِ کورتیزولِ تضعیف‌شده پس از یک عاملِ فشارِ فیزیولوژیکِ حاد مرتبط است23. این مشاهده در چارچوب فرضیهٔ «غذاهای آرام‌بخش/comfort foods» قرار می‌گیرد؛ بر اساس آن، خوردنِ غذاهای بسیار خوش‌خوراک و پرقند (و به‌طور کلی پرانرژی) می‌تواند به کاهش پاسخِ استرس کمک کند (دست‌کم در کوتاه‌مدت)، اما ممکن است به تقویت رفتارهای خوردنِ تسکینی و ایجاد چرخهٔ معیوبِ استرس–غذا منجر شود.

مقادیر «طبیعی» کدام‌اند؟
در بزرگسالِ سالم، ترشح کورتیزول از قشرِ فوق‌کلیه از ریتمِ شبانه‌روزی (روزانه) پیروی می‌کند و تحت کنترل محور هیپوتالاموس–هیپوفیز–فوق‌کلیه است. پروفایلِ معمول با یک اوجِ بلند در صبح (در حوالی آغازِ صبح، اغلب نزدیک 08:00) و سپس کاهش تدریجی در طول روز مشخص می‌شود، تا در شامگاه و طی شب به کمینه برسد7,12.

در عمل، اندازه‌گیری‌های میانگینِ بزاقیِ گزارش‌شده در بزرگسالانِ سالم حدود 15,5 ± 0,8 nmol/L در صبح (08:00) و 3,9 ± 0,2 nmol/L در شام (20:00) است، که اختلاف چشمگیر بین صبح و شام را نشان می‌دهد7. در سطح فردی، غلظت‌های پایه معمولاً از روزی به روز دیگر نسبتاً پایدارند24، هرچند عواملی مانند سن می‌توانند دامنه و سطحِ متوسط را تغییر دهند12.

صحبت از «نُرم‌ها» بدون مشخص کردن نوع نمونه (بزاق/خون)، ساعت، روش و زمینه، یک منبع کلاسیکِ سردرگمی است.

تفاوت‌ها بین گروه‌ها (گرایش‌ها)
می‌توان پروفایل‌های متفاوتی از تولید و پویایی کورتیزول را مشاهده کرد7,12,15,25:
• بزرگسالانِ چاق: ریتم غالباً حفظ می‌شود، اما شیب گاهی کمی تخت‌تر است؛ کورتیزولِ شامگاهی گاهی بالاتر است، و متابولیزمِ بافتی تغییر یافته است20,25.
• افسردگی / اضطرابِ همراه: در چندین کوهورت، کورتیزولِ شامگاهی بالاتر و شیبِ روزانه تخت‌تر گزارش شده است15,26.
• ورزشکاران: ریتم به‌طور کلی حفظ می‌شود؛ معمولاً کورتیزولِ کمتری در پاسخ به برخی استرس‌های استاندارد دیده می‌شود که با سازگاری سازگار است19.
• سندرومِ کوشینگ: از دست رفتن ریتمِ طبیعی، کورتیزول بالا حتی در اواخر شب7,10.
• نارسایی فوق‌کلیه (آدیسون): کورتیزول پایین و پاسخ ناکافی به تست‌های تحریک7.

اثرات فیزیولوژیک بر سلامت، ترکیب بدن و وضعیت فزیکی

سلامت کاردیو-متابولیک
پروفایل‌های نامطلوب کورتیزول (مثلاً کورتیزول بلند در شب، شیب روزانهٔ تخت‌تر) در چندین مطالعهٔ مشاهده‌ای با خطر بیشتر کاردیو-متابولیک همراه بوده‌اند: دیابت نوع 2، سندروم متابولیک و رویدادهای قلبی‌عروقی27-30. مهم است بدانیم که این‌ها هم‌بستگی‌اند و نمی‌توان از آن‌ها رابطهٔ علّی را ثابت کرد؛ یعنی یک الگوی روزانهٔ تولید کورتیزول الزاماً علتِ بیماری یا وضعیت نیست. در این‌جا، لزوماً این بالا رفتن کورتیزول نیست که به اختلالات کاردیو-متابولیک می‌انجامد؛ بلکه ممکن است همراهِ شرایط یا فرایندهای دیگری باشد که خودِ آن‌ها ارتباطِ علّی‌تری دارند.

ایمنی و التهاب
وقتی یک استرس حاد را تجربه می‌کنیم (ترس، تلاش شدید، عفونت، آسیب)، بدن برای دفاع یک واکنش التهابی را فعال می‌کند. در این حالت کورتیزول بالا می‌رود و بعضی «پیام‌رسان‌های» التهاب (سایتوکاین‌های پیش‌التهابی) را آرام/مهار می‌کند تا واکنش از حد نگذرد.
این نکته را پتروفسکی و همکاران6 برجسته می‌کنند: سایتوکاین‌های پیش‌التهابی در طول روز ریتم دارند و کورتیزول در تنظیم آن‌ها نقش دارد (وقتی کورتیزول بلندتر است، این سایتوکاین‌ها معمولاً بیشتر «مهار» می‌شوند).
اگر کورتیزول برای مدت طولانی خیلی بالا بماند (استرس مزمن، کم‌خوابی، ریتم‌های شبانه‌روزی به‌هم‌ریخته و غیره)، یا اگر ریتم روز/شب آن مختل شود، مشکل این است که سیستم ایمنی را به‌صورت مداوم زیر «ترمز» نگه می‌داریم.
نتیجهٔ ممکن:
• پاسخ ایمنی کم‌اثرتر (واکنش ضعیف‌تر به عوامل مهاجم، ریکاوری/بهبود آهسته‌تر)،
• عدم‌تعادل‌های التهابی و متابولیک،
• و با افزایش سن، ارتباط با شکنندگی بیشتر (کاهش ذخایر فزیکی، آسیب‌پذیری بیشتر)، همان‌گونه که ارسگ و همکاران31 بحث کرده‌اند.
کورتیزول برای خاموش کردن یک التهابِ بیش‌ازحد در لحظه مفید است، اما اگر به‌طور مزمن بالا باشد یا ریتمش خراب باشد، می‌تواند به ایمنی کم‌کارتر و شکنندگی بیشتر کمک کند، مخصوصاً در سالمندان. باز هم، هدف این نیست که برای حل مشکل «کورتیزول را پایین بیاوریم»، بلکه باید روی علت‌هایی کار کنیم که باعث بالا رفتن طولانی‌مدت کورتیزول می‌شوند.

ترکیب بدن: چربی، عضله، توزیع
افزونیِ مزمنِ کورتیزول، همراه با تراز انرژی مثبت، به بازتوزیع چربی (به‌ویژه چربی احشایی) و بی‌نظمی‌های متابولیک کمک می‌کند20-22.
در مورد عضله، کورتیزول اثر کاتابولیک دارد. با این حال باید از میان‌بُر ساده‌انگارانهٔ «کورتیزول باعث از دست رفتن عضله می‌شود» پرهیز کرد. در واقع، کورتیزول به‌طور نزدیک با پدیدهٔ بازسازی/ریمودلینگ عضله مرتبط است و با تجزیهٔ هدفمندِ اجزای کم‌کارکردتر، امکانِ بازساختاردهیِ عضله را فراهم می‌کند32. یک یافتهٔ برجسته این است که بی‌تحرکی، پاسخ کاتابولیکِ عضله به کورتیزول را تشدید می‌کند؛ این موضوع اندوکرینولوژی را با رفتار پیوند می‌دهد33 و این مشاهده را تقویت می‌کند که عضلهٔ بی‌تحرک تمایل دارد تحلیل برود—نه به‌خاطر حضور کورتیزول، بلکه به‌خاطر نبودِ تحریک. کورتیزول در این‌جا بیشتر نقشِ میانجیِ تغییر را بازی می‌کند.
رابطه با شاخص تودهٔ بدنی (BMI) ممکن است خطی نباشد: برخی مرورها یک ارتباط «U» شکل را گزارش می‌کنند (کورتیزول بلندتر در انورکسیا و چاقی شدید، و پایین‌تر در BMIهای میانی)34.

وضعیت فزیکی و کارایی
• حاد: افزایش گذرای کورتیزول در جریان یا پس از تمرین شدید «بد» نیست؛ بخشی از پاسخ سازشی است17.
• مزمن: اگر بار تمرین، کمبود ریکاوری و عوامل فشارزا روی هم جمع شوند، حالتِ فرسودگی/Overtraining می‌تواند با تغییرات هورمونی، ریکاوری ضعیف‌تر و افتِ کارایی همراه شود35,36. باز هم، کورتیزول علت مستقیمِ افتِ کارایی نیست، بلکه میانجی‌ای است که عدم تعادل بین فشار تمرین و ریکاوری را بازتاب می‌دهد.

اثرات روانی کورتیزول
کورتیزول روی مغز نیز اثر می‌گذارد: توجه، حافظه، یادگیری، واکنش‌پذیری هیجانی. در این‌جا هم، مدت و شدت مهم‌اند.

استرس حاد: گاهی محافظتی
برخی مطالعات نشان می‌دهند افزایش‌های ناشی از استرس می‌تواند با کاهشِ عاطفهٔ منفی پس از رویداد همراه باشد و در بعضی زمینه‌ها یک نقشِ «ضربه‌گیر» را پیشنهاد می‌کند37. کارهای دیگری نیز اثراتی بر هشیاری و حالتِ هیجانی را توصیف کرده‌اند38.

استرس مزمن: خطرِ بی‌نظمی
سطح بالاتر در شام/شب، شیب روزانهٔ تخت‌تر، یا مواجههٔ مزمن که در مو بازتاب می‌یابد، با شاخص‌های بهزیستی کمتر و علایم افسردگی بیشتر همراه است15,16.

پاداش و انگیزه
داده‌های تازه در روان‌فیزیولوژی نشان می‌دهد استرس حاد، از راه افزایش کورتیزول، می‌تواند پاسخ عصبی به پاداش را کاهش دهد39؛ این می‌تواند پلی به سوی انهیدونیا (بی‌لذتی) و افت انگیزه در برخی افرادِ در معرض استرس‌های تکراری باشد.

تفکیک «کورتیزولِ زندگی روزمره» از دوزهای فوق‌فیزیولوژیک و حالت‌های پاتولوژیک

کورتیزول «فیزیولوژیک» (جمعیت عمومی)
• در طول روز تغییر می‌کند (صبح بلند، شام پایین).
• هنگام تمرین شدید یا استرس حاد بالا می‌رود و سپس پایین می‌آید17.
• ثبات درون‌فردی نسبی دارد: هر شخص یک «امضای» پایه دارد، هرچند بین افراد تفاوت دیده می‌شود24.
در این چارچوب، هدف این نیست که «کمترین کورتیزول ممکن» را داشته باشیم، بلکه داشتنِ یک ریتمِ منسجم و هماهنگی بین فشار (sollicitation) و ریکاوری است.

حالت‌های پاتولوژیک (مواجههٔ نامناسب)
• سندروم کوشینگ (هایپرکورتیزولیسم اندوژن): کورتیزول بلند، از دست رفتن ریتم شبانه‌روزی؛ کورتیزول بزاقیِ دیرهنگام شب یک نشانگر کلیدی است7,10.
• نارسایی فوق‌کلیه/آدیسون (هیپوکورتیزولیسم): کورتیزول بسیار پایین، ناتوانی در بالا بردن مناسب هنگام استرس؛ پاسخ ناکافی در تست‌ها7.

دوزهای فوق‌فیزیولوژیک (کورتیکواستروئیدها)
دادنِ گلوکوکورتیکوییدها (مثل هیدروکورتیزون/پردنیزون با دوزهای بلند یا طولانی‌مدت) می‌تواند برخی اثرات هایپرکورتیزولیسم را تقلید کند: تحلیل عضله، افزایش چربی مرکزی، شکنندگی استخوان، و اثرات روانی متغیر. نکتهٔ کلیدی این است که این اثرات اغلب بازتابِ مواجههٔ پایدار و «غیرطبیعی» بلند است—نزدیک‌تر به کوشینگ تا نوسان‌های طبیعیِ یک روز پُر استرس40.

کورتیزول، مصرف انرژی و اشتها: چه چیزی واقعاً تغییر می‌کند؟
کورتیزول بر تراز انرژی از دو راه بزرگ اثر می‌گذارد: مصرف انرژی (آنچه بدن «می‌سوزاند») و دریافت‌ها (گرسنگی، اشتها، انتخاب غذایی). این اثرات به‌شدت به حاد در برابر مزمن بودنِ افزایش، ریتم شبانه‌روزی، و زمینه (خواب، استرس، سطح فعالیت، بیماری‌ها) وابسته است.

اثر بر بخش‌های مصرف انرژی

مصرف انرژی در حالت استراحت (REE/RMR)
• اثر حاد: افزایش متابولیزم استراحت
در بزرگسالان سالم، هایپرکورتیزولمی حادِ القاشده (انفیوژن هیدروکورتیزون) متابولیزم استراحت را حدود +9 تا +15% بالا می‌برد2. مکانیسم‌های پیشنهادی شامل افزایش گردش پروتئین و اکسیداسیون سوبستراها است.
• اثر مزمن: رابطه کمتر «خطی» در جمعیت
در وضعیت‌های بی‌نظمی طولانی‌مدت، تفسیر REE دشوارتر می‌شود چون به ترکیب بدن و زمینهٔ کلینیکی بسیار وابسته است. مثلاً در انورکسیا نروسا (که هایپرکورتیزولیسم در آن رایج است)، متابولیزم استراحت ممکن است نسبت به تودهٔ بدن به‌صورت نسبی بالا به نظر برسد41. برعکس، در چاقی، مواجههٔ بافتی با کورتیزول غالباً دگرگون می‌شود (متابولیزم موضعی)، که رابطهٔ ساده بین اندازه‌گیری کورتیزول و متابولیزم انرژی را پیچیده می‌کند21.

ترموژنز غذایی
• توسط تغذیه و زمینهٔ فردی تعدیل می‌شود
ترموژنز غذایی نخست به انرژیِ وعده و ترکیب آن (مثلاً چربی‌ها، کاربوهایدریت‌ها، پروتئین‌ها) وابسته است، و تا حد کمتر به ویژگی‌هایی چون BMI و جنس42.
• وقتی کورتیزول برای مدت طولانی بالا باشد، ترموژنز غذایی در برخی حالت‌ها می‌تواند زیاد شود
در افراد مبتلا به انورکسیا نروسا در مرحلهٔ روزه/سوءتغذیه، مصرف انرژی مربوط به هضم بالاتر گزارش شده و با نشانگرهای هورمونی از جمله کورتیزول و ACTH همبستگی دارد41.
• در چاقی: داده‌ها ناهمگون است
نتایج دربارهٔ ترموژنز غذایی در چاقی متغیر و به روش‌ها حساس است43. یک فرضیه این است که تفاوت‌های متابولیزم کورتیزول (و نه فقط سطحِ در گردش آن) می‌تواند در این اختلاف‌ها سهم داشته باشد20,21.

مصرف انرژی مربوط به فعالیت فزیکی
• اثر غیرمستقیمِ مهم: کورتیزول و فعالیت همدیگر را هم‌تنظیم می‌کنند
فعالیت فزیکی یک عامل مهم در تغییرات ترکیب بدن است44. همچنین به نظر می‌رسد هنگام استرس روانی-اجتماعی، ترشح کورتیزول را کاهش می‌دهد: آمادگی فزیکی بهتر و فعالیت قبلی باعث می‌شود در جریان استرس کورتیزول کمتری ترشح شود19.
یعنی در «زندگی واقعی»، بخشی از ارتباط بین کورتیزول و وزن می‌تواند از حلقه‌هایی بگذرد که در آن استرس/بی‌تحرکی و کورتیزول همدیگر را تقویت می‌کنند.

اثر بر اشتها، هوس‌ها و انتخاب‌های غذایی
کورتیزول به تنهایی اشتها را تنظیم نمی‌کند: با سیگنال‌های دیگر (خواب، استرسِ ادراک‌شده، احساسات، دسترس‌پذیری غذا) تعامل دارد، اما چند مشاهده به یک سمت اشاره می‌کنند.

استرس مزمن، غذای «تسکینی» و چگالی انرژی
در مطالعات میدانی، استرسِ بالاتر با عادت‌های غذایی نامطلوب‌تر و مصرف بیشتر غذاهای پُرانرژی همراه است؛ برخی داده‌ها نیز پیوندهایی بین استرس، کورتیزول صبحگاهی و مصرف غذاهای پُرانرژی‌تر گزارش کرده‌اند45.
هم‌چنین، یک مطالعه در شرایط واقعی مشاهده می‌کند که مصرف بالاتر قندها با واکنش‌پذیری کمتر کورتیزول پس از یک استرسور حاد مرتبط است؛ که با فرضیهٔ «comfort food» هم‌سو است23.

چرا مهم است؟
حتی اگر کورتیزول بتواند بعضی اجزای مصرف انرژی را افزایش دهد، مسیرهای افزایش وزن در ارتباط با استرس مزمن غالباً با ترکیبی از این عوامل توضیح داده می‌شوند:
• بی‌نظمی شبانه‌روزی و خواب،
• فعالیت فزیکی کمتر،
• تغذیه پُرانرژی‌تر و نامنظم‌تر،
• و در برخی افراد، مواجههٔ بافتی بیشتر با کورتیزول (متابولیزم موضعی)، به‌ویژه در ناحیه احشایی20,21.

کورتیزول بلند: علت مستقیمِ پیامدهای بد، یا فقط «دماسنج» استرسورها؟
پاسخ دقیق‌تر این است: هر دو، بسته به زمینه. کورتیزول می‌تواند یک میانجی علّی باشد (فعالانه در اثرات سهم می‌گیرد)، اما بسیار وقت‌ها یک نشانگرِ آن‌چیزی است که در جریان است (استرس مزمن، کم‌خوابی، بیماری، التهاب، ناهماهنگی شبانه‌روزی) و خودِ این عوامل نیز اثرات زیان‌آور مستقل دارند.

وقتی کورتیزول احتمالاً علّی است (اثر مستقیم)
این حالت بیشتر وقتی دیده می‌شود که مواجهه شدید، طولانی، یا از نیاز فیزیولوژیک جدا شده باشد:
• هایپرکورتیزولیسم پاتولوژیک (مثلاً سندروم کوشینگ): از دست رفتن ریتم شبانه‌روزی و کورتیزول بلند در روز و شب، همراه با تابلوی کلینیکی典型7,10. در این‌جا دشوار است اثرات را فقط به «استرسور» نسبت دهیم: افزایش هورمونی در خط مقدم است.
• گلوکوکورتیکوییدهای اگزوجن (درمان): اثرات متابولیک و بدنیِ سازگار با افزایش سیگنال گلوکوکورتیکوییدی را بازتولید می‌کنند؛ این امر این ایده را تقویت می‌کند که مواجههٔ بلند می‌تواند به خودی خود زیان‌آور باشد40.
• مکانیسم‌های قابل‌باور و نشان‌داده‌شده: کورتیزول مستقیماً بر متابولیزم، پروتئولیز عضله و مسیرهای دیگر اثر می‌گذارد؛ مثلاً بی‌تحرکی پاسخ کاتابولیک عضله به کورتیزول را تشدید می‌کند33 و بعضی افزایش‌ها می‌تواند گردش پروتئین را بالا ببرد2.

وقتی کورتیزول بیشتر یک نشانگر است
در جمعیت عمومی، بیشتر مطالعات مربوط به کورتیزول و سلامت مشاهده‌ای‌اند: ارتباط‌ها را نشان می‌دهند، اما علیت پیچیده است.
• پروفایل‌های «پرخطر» (شیب روزانه تخت‌تر، کورتیزول شبانه بلندتر) با پیامدهای قلبی‌عروقی و مرگ‌ومیر همراه‌اند29,46,47. اما این پروفایل‌ها می‌توانند بازتابِ یک بی‌نظمی کلی مرتبط با بیماری، خواب، کار، التهاب یا رفتارهای سلامت باشند.

مدل واقع‌بینانه‌تر: حلقه‌های دوطرفه و عوامل مخدوش‌کننده
نکتهٔ کلیدی این است که رابطه‌ها اغلب دوطرفه‌اند: بیماری، استرس مزمن یا التهاب می‌تواند کورتیزول را تغییر دهد، و سپس کورتیزولِ بلندمدت (یا با ریتم خراب) می‌تواند بعضی شاخص‌ها را بدتر کند. این نگاه «در هر دو جهت» به‌صورت روشن در مرورهای تازه دربارهٔ کورتیزول–استرس–بیماری بحث شده است48.

پیامد عملی: کمتر «عدد» را هدف بگیریم و بیشتر زمینه و ریتم را
به‌جای این‌که نتیجه بگیریم کورتیزول بلند یعنی خطرناک، داده‌ها از یک خوانش دقیق‌تر پشتیبانی می‌کنند:
• افزایش‌های حاد (تمرین/تلاش، استرس کوتاه) معمولاً سازشی و گذرا هستند17,18.
• آنچه برای خطر اغلب اطلاعاتی‌تر به نظر می‌رسد، اختلالِ ریتم (شیب تخت‌تر، کورتیزول بلند در شب) و مزمن‌بودن است؛ که می‌تواند بار استرس، ناهماهنگی شبانه‌روزی یا یک پاتولوژی زمینه‌ای را نشان دهد13,29.

مراجع

1.          Wondisford, F.E. Essentials of Endocrinology and Metabolism: A Practical Guide for Medical Students, (Springer Cham, 2020).

2.          Brillon, D., Zheng, B., Campbell, R. & Matthews, D. Effect of cortisol on energy expenditure and amino acid metabolism in humans. American Journal of Physiology-Endocrinology And Metabolism 268, E501–E513 (1995).

3.          Borer, K.T. Advanced Exercise Endocrinology, (Human Kinetics, 2013).

4.          Kraemer, W.J. & Rogol, A.D. The Endocrine System in Sports and Exercise, (Blackwell Publishing, 2006).

5.          Hackney, A.C. & Constantini, N.W. Endocrinology of physical activity and sport, (Springer, 2020).

6.          Petrovsky, N., McNair, P. & Harrison, L.C. Diurnal rhythms of pro-inflammatory cytokines: regulation by plasma cortisol and therapeutic implications. Cytokine 10, 307–312 (1998).

7.          LAUDAT, M.H., et al. Salivary Cortisol Measurement: A Practical Approach to Assess Pituitary-Adrenal Function. The Journal of Clinical Endocrinology & Metabolism 66, 343–348 (1988).

8.          Inder, W.J., Dimeski, G. & Russell, A. Measurement of salivary cortisol in 2012 – laboratory techniques and clinical indications. Clinical Endocrinology 77, 645–651 (2012).

9.          Klose, M., et al. Factors Influencing the Adrenocorticotropin Test: Role of Contemporary Cortisol Assays, Body Composition, and Oral Contraceptive Agents. The Journal of Clinical Endocrinology & Metabolism 92, 1326–1333 (2007).

10.        Sandouk, Z., et al. Variability of late-night salivary cortisol in Cushing disease: a prospective study. The Journal of Clinical Endocrinology & Metabolism 103, 983–990 (2018).

11.        Sharpley, C.F., Kauter, K.G. & McFarlane, J.R. Diurnal variation in peripheral (hair) vs central (saliva) HPA axis cortisol concentrations. Clinical Medicine Insights: Endocrinology and Diabetes 3, CMED. S4350 (2010).

12.        Van Cauter, E., Leproult, R. & Kupfer, D.J. Effects of gender and age on the levels and circadian rhythmicity of plasma cortisol. The Journal of Clinical Endocrinology & Metabolism 81, 2468–2473 (1996).

13.        Liu, P.Y. Rhythms in cortisol mediate sleep and circadian impacts on health. Sleep 47(2024).

14.        Manenschijn, L., van Kruysbergen, R.G.P.M., de Jong, F.H., Koper, J.W. & van Rossum, E.F.C. Shift Work at Young Age Is Associated with Elevated Long-Term Cortisol Levels and Body Mass Index. The Journal of Clinical Endocrinology & Metabolism 96, E1862–E1865 (2011).

15.        Vreeburg, S.A., et al. Salivary Cortisol Levels in Persons With and Without Different Anxiety Disorders. Biopsychosocial Science and Medicine 72(2010).

16.        Kozik, P., Hoppmann, C.A. & Gerstorf, D. Future Time Perspective: Opportunities and Limitations Are Differentially Associated with Subjective Well-Being and Hair Cortisol Concentration. Gerontology 61, 166–174 (2014).

17.        Crewther, B., Lowe, T., Ingram, J. & Weatherby, R.P. Validating the salivary testosterone and cortisol concentration measures in response to short high-intensity exercise. J Sports Med Phys Fitness 50, 85–92 (2010).

18.        Bonato, M., et al. Salivary cortisol concentration after high-intensity interval exercise: Time of day and chronotype effect. Chronobiology International 34, 698–707 (2017).

19.        Wood, C.J., Clow, A., Hucklebridge, F., Law, R. & Smyth, N. Physical fitness and prior physical activity are both associated with less cortisol secretion during psychosocial stress. Anxiety, Stress, & Coping 31, 135–145 (2018).

20.        Andrew, R., Phillips, D.I. & Walker, B.R. Obesity and gender influence cortisol secretion and metabolism in man. The Journal of Clinical Endocrinology & Metabolism 83, 1806–1806 (1998).

21.        RASK, E., OLSSON, T., SÖDERBERG, S., ANDREW, R. & LIVINGSTONE, D.E. Tissue-specific dysregulation of cortisol metabolism in human obesity. Age (y) 1, 2 (2001).

22.        Stimson, R.H., et al. Dietary Macronutrient Content Alters Cortisol Metabolism Independently of Body Weight Changes in Obese Men. The Journal of Clinical Endocrinology & Metabolism 92, 4480–4484 (2007).

23.        Di Polito, N., Stylianakis, A.A., Richardson, R. & Baker, K.D. Real-World Intake of Dietary Sugars Is Associated with Reduced Cortisol Reactivity Following an Acute Physiological Stressor. Nutrients 15, 209 (2023).

24.        Huizenga, N.A., et al. Interperson variability but intraperson stability of baseline plasma cortisol concentrations, and its relation to feedback sensitivity of the hypothalamo-pituitary-adrenal axis to a low dose of dexamethasone in elderly individuals. The journal of clinical endocrinology & metabolism 83, 47–54 (1998).

25.        Champaneri, S., et al. Diurnal salivary cortisol is associated with body mass index and waist circumference: the Multiethnic Study of Atherosclerosis. Obesity 21, E56–E63 (2013).

26.        van Eck, M., Berkhof, H., Nicolson, N. & Sulon, J. The Effects of Perceived Stress, Traits, Mood States, and Stressful Daily Events on Salivary Cortisol. Biopsychosocial Science and Medicine 58, 447–458 (1996).

27.        DeSantis, A.S., et al. Associations of Salivary Cortisol Levels with Metabolic Syndrome and Its Components: The Multi-Ethnic Study of Atherosclerosis. The Journal of Clinical Endocrinology & Metabolism 96, 3483–3492 (2011).

28.        Hackett, R.A., Steptoe, A. & Kumari, M. Association of Diurnal Patterns in Salivary Cortisol With Type 2 Diabetes in the Whitehall II Study. The Journal of Clinical Endocrinology & Metabolism 99, 4625–4631 (2014).

29.        Kumari, M., Shipley, M., Stafford, M. & Kivimaki, M. Association of Diurnal Patterns in Salivary Cortisol with All-Cause and Cardiovascular Mortality: Findings from the Whitehall II Study. The Journal of Clinical Endocrinology & Metabolism 96, 1478–1485 (2011).

30.        Crawford, A.A., et al. Morning plasma cortisol as a cardiovascular risk factor: findings from prospective cohort and Mendelian randomization studies. European Journal of Endocrinology 181, 429–438 (2019).

31.        Erceg, N., Micic, M., Forouzan, E. & Knezevic, N.N. The Role of Cortisol and Dehydroepiandrosterone in Obesity, Pain, and Aging. Diseases 13, 42 (2025).

32.        Viru, A. & Viru, M. Cortisol-essential adaptation hormone in exercise. International journal of sports medicine 25, 461–464 (2004).

33.        Ferrando, A.A., Stuart, C.A., Sheffield-Moore, M. & Wolfe, R.R. Inactivity amplifies the catabolic response of skeletal muscle to cortisol. The Journal of Clinical Endocrinology & Metabolism 84, 3515–3521 (1999).

34.        Schorr, M., Lawson, E.A., Dichtel, L.E., Klibanski, A. & Miller, K.K. Cortisol Measures Across the Weight Spectrum. The Journal of Clinical Endocrinology & Metabolism 100, 3313–3321 (2015).

35.        Daly, W. & Hackney, A. Is exercise cortisol response of endurance athletes similar to levels of Cushing’s Syndrome? Biology of sport 22, 209 (2005).

36.        Viru, M. & Viru, A. Biochemical Monitoring of Sport Training, (Human Kinetics, 2001).

37.        Het, S., Schoofs, D., Rohleder, N. & Wolf, O.T. Stress-Induced Cortisol Level Elevations Are Associated With Reduced Negative Affect After Stress: Indications for a Mood-Buffering Cortisol Effect. Biopsychosocial Science and Medicine 74, 23–32 (2012).

38.        Het, S. & Wolf, O.T. Mood changes in response to psychosocial stress in healthy young women: effects of pretreatment with cortisol. Behavioral neuroscience 121, 11 (2007).

39.        Burani, K., Brush, C.J., Eckel, L.A. & Hajcak, G. Acute stress-induced reductions in neural response to reward are related to acute stress-related increases in cortisol. Psychophysiology 61, e14683 (2024).

40.        TSATSOULIS, A. & FOUNTOULAKIS, S. The Protective Role of Exercise on Stress System Dysregulation and Comorbidities. Annals of the New York Academy of Sciences 1083, 196–213 (2006).

41.        Rigaud, D., et al. Hormonal and Psychological Factors Linked to the Increased Thermic Effect of Food in Malnourished Fasting Anorexia Nervosa. The Journal of Clinical Endocrinology & Metabolism 92, 1623–1629 (2007).

42.        Almeida, K.M.M., et al. Impact of Individuals’ Biological and Meals’ Nutritional Characteristics on the Thermic Effect of Food in Humans: Meta-Regression of Clinical Trials. Nutrition reviews 83, 597–608 (2025).

43.        Granata, G.P. & Brandon, L.J. The Thermic Effect of Food and Obesity: Discrepant Results and Methodological Variations. Nutrition reviews 60, 223–233 (2002).

44.        Ekelund, U., et al. Physical activity energy expenditure predicts progression toward the metabolic syndrome independently of aerobic fitness in middle-aged healthy Caucasians: the Medical Research Council Ely Study. Diabetes care 28, 1195–1200 (2005).

45.        Canuto, R., Garcez, A., Spritzer, P.M. & Olinto, M.T.A. Associations of perceived stress and salivary cortisol with the snack and fast-food dietary pattern in women shift workers. Stress 24, 763–771 (2021).

46.        Gan, L., et al. Diurnal cortisol features with cardiovascular disease in hypertensive patients: a cohort study. European Journal of Endocrinology 187, 629–636 (2022).

47.        Ronaldson, A., et al. Diurnal cortisol rhythm is associated with adverse cardiac events and mortality in coronary artery bypass patients. The Journal of Clinical Endocrinology & Metabolism 100, 3676–3682 (2015).

48.        Lee, J.H., Meyer, E.J., Nenke, M.A., Lightman, S.L. & Torpy, D.J. Cortisol, Stress, and Disease—Bidirectional Associations; Role for Corticosteroid-Binding Globulin? The Journal of Clinical Endocrinology & Metabolism 109, 2161–2172 (2024).