چرا نیروی گرفتنِ دست را ارزیابی کنیم؟

نیروی گرفتن دست به‌عنوان یک نشانگر زیستی ساده، کم‌هزینه و سریع برای سنجش سلامت عضلانی–اسکلتی و کارکرد وظیفوی مطرح می‌شود. این نیرو با استفاده از یک نیروسنج دستی (دینامومتر) طبق پروتوکول‌های معیاری اندازه‌گیری می‌گردد، بازتاب‌دهندهٔ خوبِ قوت عمومی بدن است و جزئی مهم در غربالگری سارکوپینیا محسوب می‌شود. فراتر از عضله، نیروی گرفتن دستِ پایین پیامدهای مهم را پیش‌بینی می‌کند: مرگ‌ومیر همه‌علت، بروز و مرگ‌ومیر قلبی–عروقی و تنفسی، برخی سرطان‌ها، کاهش وظیفوی، افت شناختی و علایم افسردگی؛ با شواهدِ قوی از کوهورت‌های بزرگ و مطالعات اروپایی. ارزش افزودهٔ آن دوگانه است: طبقه‌بندی خطر را در محیط‌های کلینیکی و صحی عمومی بهبود می‌بخشد، و با مداخلات تمرینات قدرتی و فعالیت بدنی قابل تغییر است.

با وجود این فایده، اندازه‌گیری نیروی گرفتن دست کمتر استفاده می‌شود. دلیل اصلی ناهمگونی در روش‌های اندازه‌گیری و آستانه‌ها است. تحلیل‌ها توصیه می‌کنند که تجهیزات و پروتوکول (وضعیت بدن، دست، تعداد کوشش‌ها، بهترین نمره) یکسان شوند تا قابلیت مقایسه تضمین گردد.

در عمل، ادغام سیستماتیک نیروی گرفتن دست در ارزیابی‌های کلینیکی، امکان تشخیص زودهنگامِ ضعف عضلانی و آسیب‌پذیری (فرَیِلتی) را فراهم می‌کند و هدایت به برنامه‌های تمرین هدفمند را میسر می‌سازد. همچنین پیگیری تغییرات عملکرد و پاسخ به مداخله ممکن است. در مرز سلامت و کارکرد، این اندازه‌گیری ساده یک شاخص قابل‌اقدام ارائه می‌کند که عضله، التهاب و توانایی وظیفوی را پیوند می‌دهد و توجیه‌گر پذیرش گسترده‌تر در کلینیک و اپیدمیولوژی است.

نیروی گرفتن دست چیست؟ نیروی گرفتن دست، بیشینهٔ نیروی ارادی دست است که در جریان یک انقباض ایزومتریکِ گرفتنِ نیروسنج ایجاد می‌شود. این یک شاخص ساده و غیرتهاجمیِ قوت عضلانیِ عمومی و ظرفیت بدنی است و توان پیش‌بینی‌کنندهٔ قوی برای سلامت و طول عمر دارد. مطالعاتِ کوهورت‌های بزرگ و فراتحلیل‌ها نشان می‌دهند که نیروی گرفتن دستِ بالاتر با مرگ‌ومیر کمتر، بیماری‌های قلبی–متابولیک کمتر و ظرفیت وظیفوی بهتر مرتبط است.

چگونه نیروی گرفتن دست سنجیده می‌شود؟ روند و شیوه‌های خوب:

  • تجهیزات: از دینامومتر دستی برای اندازه‌گیری استفاده می‌شود. نیروسنج Jamar وسیله‌ای پرکاربرد با اعتبار و قابلیت اعتماد عالی بین ابزارها است. دستگاه‌های دیگر نیز موجود اند؛ برخی امکانات پیشرفته‌تری مانند سنجش سرعت ایجاد نیرو دارند.
  • وضعیت و پروتوکول معیاری:
    1. فرد نشسته روی چوکی معیاری، پاها مسطح؛ برای سنجش‌های بعدی از همان چوکی/ارتفاع استفاده شود.
    2. شانه‌ها در نزدیک‌سازی خنثی، آرنج در ۹۰ درجه خم، ساعد در وضعیت خنثی؛ مچ بین ۰–۳۰ درجه اکستانشن و ۰–۱۵ درجه انحراف اولنار.
    3. دست روی دسته (انگشت شست یک‌طرف، چهار انگشت طرف دیگر)، معمولاً تنظیم شمارهٔ ۲ در Jamar؛ برای دست‌های بسیار کوچک تنظیم را وفق دهید.
    4. فقط وزن دینامومتر را حمایت کنید بدون محدود ساختن حرکت؛ ساعد را تکیه ندهید.
    5. دستورهای معیاری بدون بازخورد بصری (پنهان کردن صفحه): «آماده هستید؟ هرقدر می‌توانید محکم بگیرید.» تشویق لفظی یکنواخت؛ سپس «رها کنید» وقتی عقربه از بالا رفتن ایستاد (انقباض ۳–۶ ثانیه؛ بازدم در جریان تلاش) یا نمایشگر دیجیتالی مقدار را تأیید کرد.
    6. سه کوشش برای هر دست، با جابه‌جایی بین طرف‌ها، و حداقل ۶۰ ثانیه استراحت بین کوشش‌ها/دست‌ها.
    7. ثبت تا دقیق‌ترین ۱ کیلوگرام؛ دست غالب/غیرغالب/دو دست‌برابر را یادداشت کنید.
    8. برای تحلیل، بلندترین مقدار را استفاده کنید؛ اگر محدودیت وقت باشد یک کوشش کفایت می‌کند، اما سه کوشش قابلیت اعتماد را افزایش می‌دهد.

ملاحظات:

  • غالبیت: دست غالب معمولاً حدود ۱۰٪ قوی‌تر است (اما همیشه نزد چپ‌دست‌ها چنین نیست).
  • ناخن‌های بلند می‌توانند مقدار را کاهش دهند، خصوصاً در تنظیم شمارهٔ ۱ Jamar.
  • وضعیت/زاویه‌بندی مقادیر را تغییر می‌دهد؛ لذا معیاری‌سازی سخت‌گیرانه مهم است.
  • فاصله و زمان: حداقل ۱ دقیقه بین کوشش‌ها بگذارید؛ از اندازه‌گیری‌های پی‌درپی بدون استراحت خودداری کنید. تغییرات خُردِ شبانه‌روزی وجود دارد.

چگونه نتایج تفسیر می‌شوند؟ تفسیر ابتدا بر بیشینهٔ نیروی دست غالب یا جمعِ بهترین نتیجهٔ هر دو دست تکیه دارد. می‌توان مقادیر را به کیلوگرام یا نیوتون، یا نسبت به وزن بدن، تودهٔ بدون چربی، قد یا شاخص تودهٔ بدنی (BMI) بیان کرد.

با این حال، ارتباط با مرگ‌ومیر، بیماری‌های قلبی–عروقی و سرطان‌ها به‌طور معنی‌دار تغییر نمی‌کند وقتی نیروی گرفتن دست را نسبت به قد، وزن، BMI، تودهٔ بدون چربی یا به صورت نمرهٔ Z ابراز کنیم؛ بهبود پیش‌بینی ناچیز است.

نمرهٔ Z نیروی گرفتن دست، فاصلهٔ قوت فرد از میانگین مرجعِ سن و جنس را به واحدهای انحراف معیار نشان می‌دهد. این امر مقایسهٔ منصفانه بین افراد و گروه‌ها را تسهیل می‌کند، کمبودهای قوت را شناسایی، پیگیری طولی را ممکن، و ادغام گرفتن دست را به‌عنوان نشانگر سلامت عمومی و پیش‌آگهی آسان می‌سازد.

استانداردها: مطالعهٔ PURE محدوده‌های مرجع را در ۲۱ کشور (n=125,462) تعیین کرد و تفاوت‌های بارز منطقه‌ای، سنی و جنسیتی را نشان داد. میانه‌های معمول حدود ۲۸–۳۰ کیلوگرام نزد زنان و ۴۵–۵۰ کیلوگرام نزد مردان در سنین ۳۵–۴۰ سال است، با کاهش مرتبط با سن. مقایسه با این کوهورت‌های بزرگ به زمینه‌مند ساختن نتایج کمک می‌کند.

سارکوپینیا و نیروی گرفتن دست سارکوپینیا یک سنڈرومِ سالمندی است با کاهش قوت و جرم/کیفیت عضله که به افت عملکرد بدنی، خطر بلندِ سقوط، آسیب‌پذیری، بیماری‌زایی و مرگ‌ومیر می‌انجامد. برای سارکوپینیا آستانه‌هایی به‌کار می‌روند: معمولاً <۲۷ کیلوگرام نزد مردان و <۱۶ کیلوگرام نزد زنان. در پیگیری، تغییر حدود ۵–۶ کیلوگرام معمولاً در سطح فردی معنی‌دار کلینیکی محسوب می‌شود و افت قابلِ توجه قوت را نشان می‌دهد.

مرگ‌ومیر، بیماری‌زایی و نیروی گرفتن دست نیروی گرفتن دستِ پایین به‌صورت سیستماتیک با خطر بلندتر مرگ‌ومیر همه‌علت و آسیب‌پذیری بیشتر در برابر بیماری‌ها مرتبط است. مطالعات نشان می‌دهند که نیروی گرفتن دست مرگ‌ومیر قلبی–عروقی و نیز مرگ‌ومیرِ مرتبط با سرطان را (با تغییرپذیری بیشتر) مستقل از سن، جنس، BMI یا وضعیت اجتماعی–اقتصادی پیش‌بینی می‌کند. مثلاً در PURE، هر کاهش ۵ کیلوگرم در نیروی گرفتن دست با افزایش خطر مرگ‌ومیر مرتبط بود. همچنان در UK Biobank، قوت پایین‌تر با خطر بلندتر مرگ‌ومیر همه‌علت و رویدادهای قلبی–عروقی همراه بود. فایدهٔ کلینیکی این سنجش در تواناییِ شناسایی سریع و غیرتهاجمی افرادِ در معرض خطر بیماری یا آسیب‌پذیری است.

شناخت، صحت روان و نیروی گرفتن دست نیروی گرفتن دستِ بالاتر با عملکرد شناختی بهتر در حوزه‌های متعدد (توجه، زبان، حافظه) و خطر کمترِ افت شناختی مرتبط است. در NHANES 2011–2014، شرکت‌کنندگان با بالاترین نیروی گرفتن، خطر کمترِ عملکرد ضعیف کلی، توجه، زبان و حافظهٔ تأخیری داشتند. فراتحلیل‌های طولی تأیید می‌کنند که نیروی پایین‌تر، افت شناختی و زوال عقل بیشتری را پیش‌بینی می‌کند. مسیرهای مشترک محتمل شامل نوروالتهاب، استرس اکسیداتیف و نوروپلاستیسیتی اند.

افسردگی و نیروی گرفتن دست نیروی گرفتن دستِ پایین با علایم افسردگی بیشتر نزد بزرگسالان میانسال و سالمندان مرتبط است؛ این ارتباط معکوس و قوی در جمعیت عمومی و نزد افراد با بیماری‌های متابولیک (دیابت، چاقی) مشاهده می‌شود. در مطالعهٔ SHARE، قرار داشتن در سومینکِ قوی‌ترین‌ها با کاهش حدود ۴۱–۴۲٪ خطر افسردگی همراه بود، چه نزد افراد بدون بیماری و چه با بیماری‌های متابولیک.

ضعف عضلانی و سارکوپینیا با التهاب (IL-6، TNF-α) و کاهش میوکاین‌ها (مولکول‌های ناشی از فعالیت عضله) که در نوروپلاستیسیتی دخیل‌اند همراه است. ممکن است کاهش قوت ناشی از افت تدریجی یا ناگهانیِ فعالیت بدنی باشد که منجر به کاهش منافع روان‌صحتیِ ورزش می‌گردد.

توصیه‌های عملی:

  • دستگاه و پروتوکول را معیاری سازید؛ ارزیابان را آموزش دهید؛ دست غالب، موقعیتِ دسته و شرایط (زمان، وضعیت بدن) را ثبت کنید.
  • سه کوشش برای هر دست انجام دهید و بهترین را نگه دارید؛ حداقل ۱ دقیقه استراحت؛ از بازخورد بصری اجتناب کنید.
  • تفسیر به کیلوگرام با مقایسه به مراجع سنی/جنسی؛ در تحقیق یا پیگیری، در صورت نیاز نمره‌های Z و شاخص‌های نسبی را بیفزایید.
  • نیروی گرفتن دست را در ارزیابی‌های سارکوپینیا، آسیب‌پذیری و خطر قلبی–عروقی ادغام کنید؛ با آزمون‌های اندام تحتانی و عملکردی یکجا کنید.

اندازه‌گیری نیروی گرفتن دست به جهت‌دهی و فردی‌سازی مداخلاتِ بهبود سلامتِ عمومی فرد کمک می‌کند. سادگی، ایمنی و سهولتِ تفسیر آن را به ابزاری برگزیده برای هر مداخلهٔ هدفمندِ بهبود شیوهٔ زندگی و صحت تبدیل می‌سازد.

منابع

  1. Celis-Morales, C.A., et al. Associations of grip strength with cardiovascular, respiratory, and cancer outcomes and all cause mortality: prospective cohort study of half a million UK Biobank participants. BMJ, k1651 (2018).
  2. Cooper, R., et al. Between-study differences in grip strength: a comparison of Norwegian and Russian adults aged 40–69 years. Journal of Cachexia, Sarcopenia and Muscle 12, 2091–2100 (2021).
  3. Ho, F.K.W., et al. The association of grip strength with health outcomes does not differ if grip strength is used in absolute or relative terms: a prospective cohort study. Age and Ageing 48, 684–691 (2019).
  4. Leong, D.P., et al. Reference ranges of handgrip strength from 125,462 healthy adults in 21 countries: a prospective urban rural epidemiologic (PURE) study. Journal of Cachexia, Sarcopenia and Muscle 7, 535–546 (2016).
  5. Strand, B.H., et al. The association of grip strength from midlife onwards with all-cause and cause-specific mortality over 17 years of follow-up in the Tromsø Study. Journal of Epidemiology and Community Health 70, 1214–1221 (2016).
  6. Roberts, H.C., et al. A review of the measurement of grip strength in clinical and epidemiological studies: towards a standardised approach. Age and Ageing 40, 423–429 (2011).
  7. Wilkinson, T.J., et al. A Systematic Review of Handgrip Strength Measurement in Clinical and Epidemiological Studies of Kidney Disease: Toward a Standardized Approach. Journal of Renal Nutrition 32, 371–381 (2022).
  8. Coldham, F., Lewis, J. & Lee, H. The reliability of one vs. three grip trials in symptomatic and asymptomatic subjects. Journal of Hand Therapy 19, 318–327 (2006).
  9. Bohannon, R.W. Grip strength: a summary of studies comparing dominant and nondominant limb measurements. Perceptual and motor skills 96, 728–730 (2003).
  10. Jansen, C.W.S., Patterson, R. & Viegas, S.F. Effects of fingernail length on finger and hand performance. Journal of Hand Therapy 13, 211–217 (2000).
  11. Richards, L.G., Olson, B. & Palmiter-Thomas, P. How forearm position affects grip strength. The American Journal of Occupational Therapy 50, 133–138 (1996).
  12. Su, C.-Y., Lin, J.-H., Chien, T.-H., Cheng, K.-F. & Sung, Y.-T. Grip strength in different positions of elbow and shoulder. Archives of physical medicine and rehabilitation 75, 812–815 (1994).
  13. Watanabe, T., et al. The short-term reliability of grip strength measurement and the effects of posture and grip span. The Journal of hand surgery 30, 603–609 (2005).
  14. Jasper, I., Häußler, A., Baur, B., Marquardt, C. & Hermsdörfer, J. Circadian variations in the kinematics of handwriting and grip strength. Chronobiology international 26, 576–594 (2009).
  15. Parra‐Soto, S., Pell, J.P., Celis‐Morales, C. & Ho, F.K. Absolute and relative grip strength as predictors of cancer: prospective cohort study of 445552 participants in UK Biobank. Journal of Cachexia, Sarcopenia and Muscle 13, 325–332 (2022).
  16. Dodds, R.M., et al. Global variation in grip strength: a systematic review and meta-analysis of normative data. Age and Ageing 45, 209–216 (2016).
  17. Huemer, M.-T., et al. Grip strength values and cut-off points based on over 200,000 adults of the German National Cohort – a comparison to the EWGSOP2 cut-off points. Age and Ageing 52(2023).
  18. Cruz-Jentoft, A.J., et al. Sarcopenia: revised European consensus on definition and diagnosis. Age and ageing 48, 16–31 (2019).
  19. Nitschke, J.E., McMeeken, J.M., Burry, H.C. & Matyas, T.A. When is a change a genuine change?: a clinically meaningful interpretation of grip strength measurements in healthy and disabled women. Journal of Hand Therapy 12, 25–30 (1999).
  20. Yang, J., et al. Association Between Grip Strength and Cognitive Function in US Older Adults of NHANES 2011–2014. Journal of Alzheimer’s Disease 89, 427–436 (2022).
  21. Cui, M., Zhang, S., Liu, Y., Gang, X. & Wang, G. Grip Strength and the Risk of Cognitive Decline and Dementia: A Systematic Review and Meta-Analysis of Longitudinal Cohort Studies. Frontiers in Aging Neuroscience 13(2021).
  22. Marconcin, P., et al. The Association of Grip Strength with Depressive Symptoms among Middle-Aged and Older Adults with Different Chronic Diseases. International journal of environmental research and public health 17, 6942 (2020).